احمد بهشتى

302

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

يعنى اگر يكى از آنها بالقوّه است ، ديگرى نيز بالقوّه است و اگر يكى از آنها بالفعل است ، ديگرى نيز بالفعل است و اگر يكى از آنها موجود است ، ديگرى نيز موجود است و اگر يكى از آنها معدوم است ، ديگرى نيز معدوم است . كسىكه بالقوّه پدر است ، فرزندش هم بالقوّه فرزند است و كسىكه بالفعل پدر است ، فرزندش هم بالفعل فرزند است . پدرى كه بالقوّه يا بالفعل موجود است ، فرزندش هم بالقوّه يا بالفعل ، موجود است و پدرى كه بالقوّه يا بالفعل موجود نيست ، فرزندش هم بالقوّه يا بالفعل موجود نيست . البته بايد علاوه بر تكافؤ در وجود و عدم و قوّه و فعل ، تكافؤ در عموم و خصوص را هم بر آن افزود . در باب تقدّم و تأخّر اجزاى زمان از سوى امام فخر رازى اشكالى مطرح شده و خواجه پاسخى داده كه در شرح نمط پنجم به تفصيل بيان شده است . « 1 » اشكال اين است كه در اجزاى متقدّم و متأخّر زمان ، تكافؤ نيست . هرگاه جزء متقدّم موجود است ، جزء متأخّر معدوم است و هرگاه جزء متأخّر ، موجود است ، جزء متقدّم ، معدوم است . خواجه در پاسخ آن به تكافؤ عقلى بسنده كرده است ؛ ولى صدر المتألّهين تكافؤ عقلى را كافى ندانسته و به گونه‌اى تلاش كرده است كه تكافؤ را خارجى تلقّى كند . « 2 » به نظر وى در امور تدريجّى الحصول ، تدرّج عين معيّت و معيّت ، عين تدرّج است . شبيه اين‌كه دربارهء وحدت و كثرت وجود گفته مىشود : كثرت در عين وحدت و وحدت در عين كثرت . بنابراين ، فرق است ميان امور قارّ و امور غير قارّ يا تدريجى . در قسم اوّل ، متضايفين هر دو با هم قارّ مىباشند و تكافؤ آنها به همين است ؛ ولى در قسم دوم ، تكافؤ و معيّت آنها به تعاقب و تدرّج آنهاست .

--> ( 1 ) . صنع و ابداع ، ص 109 . ( 2 ) . ر . ك : الشواهد الربوبيّه ، ص 60 - 61 .